شنبه ۰-۶۷ فروردین -۶۲۱ - ۰۰:۰۰
جمشید درخشان،سینیور اسکالر

« من زیستن در کنار یک عارف را با او تجربه می کنم. دنیا را زیبا می بیند. قانع است، گوئی همه چیز دنیا مال اوست و در عین حال به هیچ چیز تعلق ندارد، حتی به افتخارات علمی! من اضطراب، عجله، و شتاب را در او هیچوقت ندیدم. او هرگز دروغ نگفته است. اساساً در فضای دیگری است، در فضائی کاملاً آرام و بی دغدغه. با اینکه همیشه در حال تفکر ریاضی است اما همواره لبخند به لب دارد. ا و هیچگاه از من و یا از مادرش چیزی را نخواسته است. هرچه به او بدهیم میگوید بهتر از این نمی شود، هیچوت از مطالعه خسته نمی شود،‌ ساعتها و شاید روزها. از نظر قدرت روحی به مرحله ای رسیده است که هروقت اراده کند می خوابد، این روزها با آنکه نشاط لازم را دارد اما معمولا ساکت است و حرف چندانی نمی زند مگر اینکه از او سوال شود.

فکر می کنم این روزها دارم زندگی در کنار یک عارف را تجربه می کنم. این تصویری است که دکتر مسعود درخشان در یک نگاه کلی از فرزندش جمشید درخشان بدست می دهد. توفیق یافتیم با او گفتگوئی داشته باشیم.»

ی

دکتر را به همراه آقای حسین میرجلیلی، فوق لیسانس رشته اقتصاد و کارشناس ارشد وزارت امور اقتصادی و دارائی و نیز آقای سیدمهدی زریباف عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق، در دفتر روزنامه پذیرا شدیم تا تصویری از موقعیت علمی و شخصیت استثنائی « جمشید» ارائه دهیم.

محصول گفتگوی خبرنگار ما را با این عزیزان در زیر می خوانید:‌

شایان ذکر است که پیرامون شخصیت علمی آقای جمشید درخشان با آقایان دکتر محمدجواد لاریجانی استاد ریاضیات و رئیس مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات و  دکتر ابراهیمی و دکتر جواد توکلی اساتید ریاضیات دانشگاه شهید بهشتی و دکتر منصور خلیلی عراقی استاد دانشگاه تهران و سید عدنان لاجوردی حافظ قرآن و عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق نیز جداگانه گفتگوئی داشتیم که در تاریخ یکشنبه 28/9/1372 تقدیم شد.

* به عنوان اولین سوال شمه ای از شکل گیری شخصیت علمی جمشید را برایمان بفرمائید؟

دکتر مسعود درخشان- علاقه او به قرآن از دوران کودکی آغاز شد. در آن موقع من در دفتر همکاری حوزه و دانشگاه فعالیت می کردم و مدتی هم در قم بودیم. جمشید روزی یک قرآن خطی از ما خواست و اصرار هم داشت که خطی باشد، نتوانستیم برای او مهیا کنیم. ناچار از همین قرآنهای چاپی استفاده کرد. در مدت کوتاهی قسمت قابل ملاحظه ای از قران را حفظ کرد. بعدها مطالعات قرآنی را با آقای عدنان لاجوردی که از حافظین قرآن است و در دانشگاه امام صادق(ع) تدریس می کند، دنبال کرد. بعدا که به تهران آمدیم . او ؟؟؟ علاقمند شد. از ما مثنوی مولانا را خواست ؟؟؟ کردیم. هرچه می خواند حفظ می شد. مجموعه ؟؟؟ که می دانست در هر جلدی چه موضوعاتی است ؟؟ صفحاتی! بعد دیوان کبیر شمس تبریزی را خواست تعداد قابل ملاحظه ای از غزلیات مولوی را حفظ کرد. ؟؟ مختلفی از مثنوی را نیز با دقت مطالعه کرد. ؟؟ در دانشگاه امام صادق حدود یک ساعت و شاید ؟؟؟ دقیقه ایشان بدون وقفه مثنوی از حفظ خواند و جناب آقای ؟؟؟ باقری کنی قائم مقام دانشگاه حضور داشتند؟؟؟ شدند و قدرت حافظه او ایشان را به اعجاب واداشت.

به آقای محمد تقی جعفری علاقه زیادی داشت، در کلاسهای ایشان در دانشگاه گاهی شرکت می کرد. از طریق مطالعه آثار استاد جعفری به فلسفه علاقمند شد. مطالعات در زمینه عرفان را نیز توسعه داد. شرح مقدمه قیصری و نیز منظومه را می توانست به خوبی بخواند و از آنها استفاده کند. تفاسیر ؟؟ قرآن را نیز مطالعه می کرد چون زبان انگلیسی را خوب می دانست. علاقمند به مطالعات فلسفی با استفاده از کتابهای انگلیسی شد. یادم هست وقتی با انتقادات آقای جعفری از عقاید راسل آشنا شد از من خواست که متن اصلی کتاب را ؟؟ برای او تهیه کنم. به دقت کتابهای راسل و بعضی ؟؟ فلسفه غرب را به زبان انگلیسی خواند. او انگلیسی را هنگامی که من در انگلستان تحصیل می کردم یاد گرفت.

* آقای دکتر چطور شد به ریاضیات روی آورد ؟

دکتر درخشان : از مثنوی به عرفان علاقمند شد. از روی متون عرفانی ذوق و علاقه فلسفی پیدا کرد،‌ و از فلسفه به منطق ؟؟ و از آنجا به منطق ریاضی روی آورد و مطالعات خود را در مبانی ریاضیات عمیق کرد. کتابهای منطق و ؟؟ ریاضیات را نوعا به زبان انگلیسی می خواند، شاید در عرض یک یا دو ماه یک کتاب تمام می کرد. دوستان او اغلب دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع) و یا دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران و یا اساتید دانشگاههای امام صادق، تهران و یا صنعتی شریف بودند. در حالیکه او 13 سال داشت و در مدرسه راهنمایی درس می خواند.

در همین سن بود که یک سخنرانی در دانشگاه امام صادق کرد که مصادف با اربعین رحلت حضرت امام خمینی (ره) بود. این سخنرانی به بهانه تفسیری بر اولین غزل امام بود. منتهی ایشان در آن سخنرانی ، بحث های علمی و عرفانی زیادی مطرح کرد که مورد توجه بسیار واقع شد. متن این نوار در آرشیو دانشگاه موجود است و بعضی از اساتید حوزه نیز آن را شنیدند و از توانائی و قدرت تحلیلی ایشان متعجب شدند.

ریاضیات دبیرستان را سریعاً پیش خود خواند و وارد دنیای ریاضیات عالی شد. کتابهای سطح بالای ریاضی دانشگاه را می گرفت و می خواند و بطور آزاد در بعضی از کلاسهای ریاضیات دانشگاه نیز شرکت می کرد. ادامه تحصیل در مدرسه را کنار گذاشت و تمام وقت خود را به مطالعه ریاضیات عالی اختصاص داد.

در تابستان سال 1370 یک کنفرانس بین المللی ریاضی در تهران برگزار شد. جمشید در این کنفرانس شرکت کرد و برای اساتید خارجی و سخنرانان سوالات بسیار مهمی مطرح کرد. پروفسور « ودین» استاد معروف ریاضی دانشگاه برکلی آمریکا در این کنفرانس حضور داشت. اساتید معروف دیگری نیز بودند. از جمشید پرسیدند شما مال کدام کشور هستید( چون جمشید انگلیسی را خوب صحبت می کرد). او گفت من ایرانی هستم. از او پرسیدند کدام دانشگاه و در چه مقطعی درس می خوانی. در جواب گفت: دانشگاه نمی روم و دانشجو نیستم، مدرسه می رفتم آنرا هم رها کردم و اکنون پیش خود مطالعه می کنم.

ناگفته نماند که تا آن موقع جمشید حدود 13 مقاله به زبان انگلیسی در منطق ریاضی و مبانی ریاضیات نوشته بود و در بعضی از آنها نوآوریهای خوبی هم کرده و بعضی از قضایای مهم را مطرح نموده بود. گروهی متشکل از چهار پروفسور ریاضیات در همان کنفرانس تمام مقالات جمشید را بدقت مطالعه کردند و در خلال چند روز از او امتحاناتی کردند. سپس با من ملاقاتی داشته و به من گفتند که جمشید یک نابغه است و نظریات بسیار جالبی در ریاضیات دارد. گفتند که ایشان می تواند به راحتی وارد دوره دکتری در دانشگاه برکلی آمریکا شود،  اما یک خلأ هایی در مطالعات ایشان وجود دارد، زیرا ریاضیات را خودش خوانده است و لذا بعضی جاها را خیلی عمیق خوانده و در مواردی عمیق نیست. بنابراین باید یک دوره فوق لیسانس را تحت آموزش و دیسیپلین قرار بگیرد تا خلأها از بین برود.

* آقای دکتر پاسخ شما چه بود؟

دکتر درخشان‌: من گفتم برای او مشکل است بیاید آمریکا. او باید تحت نظر خانواده اش باشد. از طرف دیگر، مشکل ویزای آمریکا نیز هست. نظر اساتید این بود که چون جمشید قبلاً در انگلستان زندگی کرده لذا برود انگلستان، می گفتند فقط ریاضیات در دانشگاه آکسفورد در سطح ریاضیات دانشگاه برکلی است. بنابراین یک سال در آکسفورد بماند بعد به برکلی در آمریکا برود. خودشان با دانشگاه آکسفورد تماس گرفتند و بعد از چند روز پذیرش آمد.

از طرف دیگر من هم فرصت مطالعاتی از طرف دانشگاه گرفتم تا در انگلستان همراه او باشم. البته یک سال طول کشید تا فرصت مطالعاتی من درست شود، یعنی جمشید در واقع یکسال عقب ماند. در این مدت جمشید توانست جمعا در 11 درس در دوره های لیسانس و فوق لیسانس ریاضیات در دانشگاههای شهید بهشتی و صنعتی شریف بطور آزاد شرکت کند و امتحان بدهد که در تمام دروس نمره 100 گرفت. همچنین با پروفسور « کانوای » از اساتید معروف ریاضی دانشگاه مسکو نیز آشنا شد. پروفسور کانوای به دعوت آقای دکتر لاریجانی برای یک دوره تدریس کوتاه مدت در مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات به تهران آ‌مده بود. جمشید دو سخنرانی به زبان انگلیسی در کلاس درس پروفسور کانوای ارائه داد که بسیار مورد توجه این پروفسور ریاضی قرار گرفت به گونه ای که جمشید توصیه کرد برای دوره دکتری ریاضی به دانشگاه مسکو برود و قول داد که بورس کامل تحصیلی نیز از دانشگاه مسکو برای جمشید بگیرد.

معذلک جمشید گفت که قصد دارد به آکسفورد برود. ناگفته نماند که در این مدت، تمام مدارک جمشید اعم از پذیرش دانشگاه آکسفورد ،‌گواهی اساتید ایرانی مبنی بر موفقیت چشمگیر در امتحانات لیسانس و فوق لیسانس و گواهی پروفسور « کانوای» را به وزارت فرهنگ و آموزش عالی دادیم تا شاید بورسی برای جمشید بگیریم. متأسفانه به دلیل اینکه او دیپلم نداشت دانشجو نبود، و در اعزام شرکت نکرده بود موافقت نکردند. ما هم امکانات مالی خود را نرخ بازار آزاد به ارز تبدیل کردیم تا بتوانیم شهریه جمشید و خواهرش را ( که برای سال اول لیسانس روانشناسی و آ«ار کاربردی پذیرش گرفته بود) بپردازیم .

به هرحال من به اتفاق جمشید ، همسر و دخترم در مهر ماه 1371 به عنوان فرصت مطالعاتی و به قصد همراهی با جمشید به آکسفورد رفتیم. با اینکه قرار بود یکسال در آکسفورد بماند و بعد به برکلی برود اما بخاطر موفقیتهای زیاد و مخصوصا سه سخنرانی مهمی که در دانشکده ریاضیات آکسفورد داشت از این کار منصرف شد. البته آکسفورد هم به او امتیازات بسیار زیادی داد و لذا ترجیح داد که در آکسفورد بماند. در حال حاضر در آکسفورد به او « کشف ودین »‌می گویند ، زیرا معتقدند که استعداد او را «‌ ودین» ریاضی دان نامی آمریکا کشف کرده است.

* آیا در آکسفورد به او بورس دادند؟‌

دکتر درخشان : خیر،‌سال اول او بورس ندادند چون نمی دانستند او در آکسفورد می ماند و یا می رود به برکلی ، بنابراین شهریه اش را تماماً پرداختیم. البته در سال دوم وارد دوره دکتری ریاضیات شد و رسما به سمت « سینیور اسکالر» یا محقق ارشد ریاضیات گزینش شد. این یک عنوان علمی بسیار بالایی است. حدود 500 نفر متقاضی این پست بودند که 18 نفر را برای مصاحبه دعوت کرده بودند. جمشید از بین این 18 نفر گزینش شد. گزینش بسیار مشکلی بود. یک گروه 12 نفری از اساتید معروف ریاضی با طرح سوالات بسیار مشکل ریاضی این گزینش را انجام می دهند. رقبای او از امتیازات بسیار بالائی برخوردار بودند. اما او به هر حال برنده شد و این عنوان علمی را بدست آورد که یکی از افتخارات علمی او محسوب می شود. مخصوصا اینکه این سمت و عنوان علمی را در کالج معروف «‌مرتن»‌دارد که قدیمی ترین و از اشرافی ترین کالج های دانشگاه آکسفورد است. این در تاریخ 700 ساله آکسفورد بی سابقه است که یک کس بدو داشتن دیپلم، لیسانس و فوق لیسانس به دوره دکترای ریاضیات برود و به سمت سینیور اسکالر ریاضی هم گزینش شود.

* آیا الان که دانشجوی دوره دکتری است کارهای تحقیقاتی و برجسته علمی دیگری نیز می کند؟

دکتر درخشان : بله در حال حاضر در زمینه هندسه جبری و جبر همولوژی کار می کند. تاکنون سه سخنرانی مهم در محافل علمی آکسفورد ارائه کرده است. یک کنفرانس بین المللی در آکسفورد برگزار شد که جمشید از سخنرانان اصلی این کنفرانس بود. البته عنوان و موضوع سخنرانی های خود را برای اساتید سابق خود در دانشگاه های شهید بهشتی و صنعتی شریف ارسال کرده است. آقایان دکتر توکلی و یا دکتر لاریجانی در جریان این سخنرانی ها هستند.

* قبل از اینکه به آکسفورد برود به نظر شما از نظر علمی در چه سطحی بود. در دوران مدرسه چگونه دانش آموزی به حساب می آمد؟

دکتر درخشان: در دوره راهنمایی دانش آموز متوسط و خوبی بود اما شاگرد اول نبود. نمره هایش معمولی و خوب بود. او در دانشگاه که به صورت آزاد شرکت می کرد نمراتش بسیار خوب و همیشه صد بود، یعنی بالاترین نمره را می گرفت. ناگفته نماند که در محاسبات و تست زدن بسیار ضعیف بود. وقتی خواهرش که سه سال از او بزرگتر است برای کنکور دانشگاه مقدار زیادی تست می زد از جمشید می خواستیم که چند تا تست ریاضی بزند . اصلاً نمی توانست، مدتها طول کشید که یک تست ساده ریاضی را حل کن. هنوز هم نمی تواند تست ریاضی بزند و اگر امروز در کنکور سراسری شرکت کند قطعاً در ریاضیات مردود خواهد شد. محاسبات معمولی مانند ضربهای ذهنی ساده را هم نمی تواند به سرعت انجام دهد. مدتی طول می کشد تا یک محاسبه ساده را در ذهن انجام دهد.

* در حال حاضر در آکسفورد غیر از دانشجوی دکتری و عنوان سینیور اسکالر عنوان دیگری دارد ؟‌

دکتر درخشان : خیر، سمت دیگری ندارد، سینیور اسکالرها معمولا کادر آموزشی نیستند. می شود گفت که یک مقام بالای پژوهشی است. البته اگر بتواند نوآوریهایی داشته باشد. می تواند خیلی سریع و بزودی به مقام پروفسوری ریاضیات برسد.

* با توجه به روحیه ؟؟ جمشید، آیا در حال حاضر او یک شخصیت ؟؟ است آیا تمایلات روحی و معنوی خود را ؟؟ کرده است؟ آیا او اکنون یک فیلسوف است ؟؟

دکتر درخشان : به نظر من فاز دوم، فاز اول را تحت تاثیر قرار داده است. در حال حاضر او یک ریاضی دان است و به چیزی جز ریاضی نمی اندیشد. حتی به چیزی جز ریاضیات گوش نمی دهد. فقط مباحث ریاضی را دنبال می کند. اساتید ریاضی او در آکسفورد از بزرگترین ریاضی دانان معاصر هستند. طبعاً در چنین فضائی او ترجیح می دهد بیشتر به ریاضیات فکر کند تا عرفان و فلسفه و ادبیات. البته در منزل،‌وقتی دوستان ایرانی می آ‌یند، از غزلیات شمس تبریزی می خواند و از عرفان صحبت می کند.

* از آقای زریباف می خواهیم اگر اطلاعاتی در مورد خصوصیات روحی و علمی آقای جمشید درخشان دارند برایمان بگویند.

زریباف : جمشید درخشان یک روح لطیفی دارد. غیر از آن استعداد شگرف،‌یک آرامش قلبی در او  احساس می شود. همه اینها فکر می کنم به تربیت صحیح مذهبی و اسلامی خانوادگی او برمی گردد. به عقیده من نقش پدر او بسیار مهم بوده است. همچنین نوع ارتباطی که با اساتید دانشگاه داشته اند از شکل گیری شخصیت علمی او موثربوده است به عقیده من،‌نظام جمهوری اسلامی ایران در پذیرش چنین استعدادهایی مسئولیت زیادی دارد. نباید سرنوشت چنین استعدادهایی را بدست نظام اداری آموزش عالی سپرد. حتما باید تجدید نظرهائی صورت گیرد. پدر ایشان آقای دکتر مسعود درخشان از اساتید برجسته دانشگاههای ایران و شاید بتوان گفت که یکی از قوی ترین اساتید در زمینه اقتصاد هستند. برنامه ریزی علمی دانشگاه امام صادق(ع) و بنیانگزاری رشته اقتصاد در این دانشگاه با ایشان بوده است. من یقین دارم کنترل و نظارت آقای  دکتر بوده است که جمشید توانسته اینقدر در محافل علمی بدرخشد، ایشان واقعا زحمت کشیدند فضای خانوادگی ایشان، فضای علمی و دینی بوده است.

* آقای دکتر فکر می کنید چه شد که جمشید توانست اینطور بدرخشد؟‌

دکتر درخشان: به عقیده من،‌ این امر الهی بود و خارج از توان و برنامه ریزی ما بوده است. البته محیط خانواده  نیز بی تأثیر نبوده است. اساتید آکسفورد از من می پرسند این اعتماد به نفسی که جمشید در مطالعه مباحث ریاضی دارد از کجا بدست آمده است؟ البته مراقبت و نظارت خانوادگی شرط است اما من قبل از اینکه برای او یک پدر باشم یک دوست بودم. او هیچ وقت از من ترس نداشت و مسائل خود را خیلی راحت با من در میان می گذاشت. یکی از دلائلی که باعث شد دبیرستان را ادامه ندهد این بود که فضای آموزشی را مناسب ندیدیم فکر کردم برای استعدادش مانع ایجاد می کند. متأسفانه معلمین با دانش آموزان دوست نیستند. وقتی او خودش پیشنهاد کرد که نمی خواهد دبیرستان را بخواند مانع نشدم.

چون در دبیرستان درس بخواند لذا هم بازی نداشت. دوستانش بیشتر از دانشجویان دانشگاه و یا از اساتید بودند. تنها دوست همیشگی او من، خواهر و مادرش هستیم. در انگلستان نیز دوست به معنای همکلاسی رفیق ندارد. به لحاظ مسائل سنی، کسی با او دوست نمی شود، البته با او آشنا هستند اما با او دوست و همبازی نیستند.

افرادی که اغلب با او در تماس هستند از اساتید هستند و یا دارند دکتری ریاضی می خوانند و او را به جای پسرشان و یا برادر کوچک خود تلقی می کنند. با توجه به نوع تربیت، من در وفاداری جمشید به ارزشهای انقلابی و اسلامی تردید ندارم .

* آقای زریباف ظاهراً می خواستید چیزی بگویی:

زریباف: چیزی که من در ایشان به صورت برجسته دیدم آن شهامت و شجاعت علمی است که در هر کسی یافت نمی شود. انسان می توانست یک نفس سلیمی را در برخورد اولیه با او تشخیص دهد. اعتماد به نفس عجیبی داشت. جمشید یک پدیده و یک شخصیت در انقلاب اسلامی است که نباید به آسانی از او بگذریم.

* آقای دکتر فکر می کنید با توجه به سرعتی که در فراگیری ریاضیات دارد؟ آیا تا آخر یک دانشمند ریاضی باقی خواهد ماند یا به رشته های دیگر هم علاقمند می شود؟

دکتر درخشان : ریاضیات مرکزیت خود را در ذهن او دارد. البته فکر می کنم به سراغ رشته های دیگر هم برود، ممکن است به اقتصاد روی بیاورد گاهی کتابهای من را ورق می زند و می خواند. یک بار من راجع به موضوعی یک مطلبی می نوشتم، به مشکلی برخوردم آمد به من کمک فکری داد. وقتی از او پرسیدم این مطلب را از کجا یاد گرفته ای ؟ گفت که یک بار جزوه ای را ورق می زدم در آنجا دیدم! آلان حجم زیادی از وقتش صرف ارتباط و بحثهای علمی ریاضی دانان بزرگ را در آمریکا و انگلیس می شود. طبعاً این مطالب ذهن او را پر می کند در واقع همه زندگی او ریاضی و بحثهای ریاضی است. طبعاً اگر فضای ذهنی او تغییر کند فکر می کنم به مطالب دیگر هم می اندیشد.

* آقای دکتر در مورد علاقه جمشید به قرآن و مفاهیم فلسفی عرفانی هم قدری صحبت کنید.

دکتر درخشان‌: قبلاً نیز عرض کردم که سیر مطالعات ایشان از قرآن و ادبیات آغاز شد و سپس به عرفان و فلسفه علاقمند شد و آنگاه به منطق کلاسیک و منطق ریاضی روی آورد و از این طریق بود که وارد حوزه مبانی ریاضیات و سپس ریاضیات عالی شد. در فلسفه و عرفان بسیار متاثر از مطالعات آیت الله جوادی آملی و علامه محمدتقی جعفری بود. تمام برنامه های تلویزیونی این آقایان را می دید حتی تا دیروقت می نشست و این برنامه ها را به دقت گوش می داد در کلاسهای درس آقای جعفری در دانشگاه نیز می رفت و مطالب ایشان را با علاقه و دقت زیاد دنبال می کرد عرض کردم که تمام مجلدات تفسیر مثنوی را بدقت خوانده بود علاقه زیادی نیز به تفاسیر آقای جعفری بر نهج البلاغه داشت و تمام مجلدات آنرا خریده بود و با حوصله زیاد مطالعه کرد به تفاسیر عرفانی قرآن نیز علاقه داشت. در عرفان خیلی پیشرفت کرد بگونه ای که شرح مقدمه قیصری را با علاقه زیاد می خواند و استفاده زیاد می کرد. کتابهای زیادی در مباحث عرفان نظری داشت و بطور خستگی ناپذیر آنها را مطالعه می کرد. علاقه او در فلسفه نیز بعلت تحلیل هایی که آقای محمدتقی جعفری در شرح مثنوی و یا شرح نهج  البلاغه در مباحث فلسفی داشت آغاز شد چون زبان انگلیسی را بطور کامل می دانست سریعاً وارد مطالعات فلسفی به زبان انگلیسی شد و کتب اصلی فلاسفه غرب  را به همان زبان خواند. علاقه و توجه زیادی به مطالعه کتب فلسفی که مستقیماً توسط فلاسفه غرب مانند راسل و آیر و بارکلی و هیوم نوشته شده است از خود نشان می داد.

معتقد بود که برای درک مفاهیم فلسفی باید اصل کتابهائی که فلاسفه بزرگ نوشته اند را خواند با تسلطی که بر مباحث عرفان و فلسفه اسلامی پیدا کرده بود مطالب فلسفه غرب را خوب تحلیل و نقد می کرد . تسلط او به عرفان و فلسفه اسلامی را می توان از سخنرانی ایشان که در سن 13 سالگی تحت عنوان مبانی و مبادی علمی و عرفانی در دانشگاه امام صادق ارائه داد بدست آورد در سن 14 سالگی یک سخنرانی در خانه معلم و به مناسبت روز معلم ارائه داد و در آن مبانی فلسفه غرب را بررسی کرد و یک تحلیل انتقادی ارائه داد شنیدم که این سخنرانی بصورت ویدئو ضبط شده ولی هیچگاه آنرا ندیدم خیلی خوشحال خواهم شد این نوار پیدا شود.

تسلط او به مبانی فلسفه غرب را می توان از این سخنرانی بدست آورد. در سن 15 سالگی یک سخنرانی در دانشگاه امام صادق (ع) ارائه نمود که مربوط به مبانی و متدلوژی منطقی ریاضی و مقایسه آن با منطق کلاسیک بود.

تعدادی از دوستان در دانشگاه امام صادق(ع) این روزها بدنبال پیدا کردن این نوار هستند امیدوارم این نوار نیز پیدا شود.

شکل گیری اندیشه های او در منطق ریاضی و مبانی ریاضیات را می توان در این نوار یافت از این به بعد بود که تحقیقات و نوآوریهای خود را در زمینه منطق ریاضی و مبانی ریاضیات عالی مدون می کرد و آنها را می نوشت.

قبل از اینکه به آکسفورد برود حدود 14 مقاله در این زمینه ها نوشته بود که البته همه این مقالات به انگلیسی است و خوشبختانه تمام آنها موجود است، پروفسور ودین و سایر اساتید آ‌مریکایی که او را درتهران امتحان کردند.

* آقای دکتر اجازه بدهید برگردم به تتمه سوال قبل اگر شما بخواهید برای او جهت تعیین کنید و او هم اگر بخواهد تغییر رشته بدهد چه رشته ای را توصیه می کنید.

دکتر درخشان : من هیچ وقت برای او مسیر خاصی را تعیین نکرده ام. فقط سعی کرده ام فضاهای مناسبی بسازم. او الان در فضای ریاضیات است و بقدری دراین فضا عمیق شده و علاقمند به این مباحث است که فکر می کنم تا سالها نتوان فضای اورا تغییر داد. البته من شخصاً علاقمند هستم که جمشید در آینده درباره سیستمهای اجتماعی و اقتصادی نیز فکر کند و از دید یک ریاضیدان به مفهوم توسعه نیافتگی توجه کند. و از دید یک ریاضی دان به مفهوم توسعه نیافتگی توجه کند. البته به مسائل اجتماعی و اقتصادی نیز حساس است و اگر توفیق داشته باشم در آینده همین حساسیت او را تقویت خواهیم کرد به هر حال او بنا به اظهار اساتید ریاضیات در حال حاضر یک دانشمند و محقق برجسته ریاضی است. و طبعا متعلق به تمام دانشمندان و ریاضیدانان جهان است. خدمت به ریاضیات خدمت به علم است و با رشد علوم اجتماعی محض قطعا سطح مطالعات در علوم کاربرد مانند اقتصاد نیز رشد خواهد کرد . بنابراین خدمات علمی او به ریاضیات خدمت به علوم انسانی و اجتماعی نیز خواهد بود.

* آقای میرجلیلی شما اگر مطلبی دارید مطرح کنید.

میرجلیلی: اگر اجازه بدهید یک سوالی از آقای دکتر بکنم آقای دکتر اطلاع دارید پس از ظهور اسلام و استقرار حکومتها نشر علوم در جوامع اسلامی سرعت گرفت بطوریکه بعد از امام جعفر صادق(ع) از کشورهای غربی یعنی روم آن زمان مرکزیت علم در بغداد برخی از بلاد اسلامی ایجاد شد و از همه نقاط دنیا به کشورهای اسلامی می آمدند برای یادگیری علوم مختلف، در حقیقت مقوله اعزام دانشجو ابتدا از غرب به شرق بود . حتی این اصطلاح « مستعمر بدن» در مورد افراد غربی از اینجا ناشی می شد که می آمدند، و شبیه عربها می شدند و بر می گشتند در واقع زبان عربی زبان اعزام بود.

متاسفانه چند قرن است این رابطه عوض شده است و حالت معکوس به خود گرفته است، سوال این است که آیا مرکز و منشأ تولید علم را ما می توانیم از غرب به کشورهای اسلامی بازگردانیم. شما فکر می کنید جمشید می تواند در آینده به این امر مهم فکر کند و به سهم خود در رشته ای تحصیل می کند مرکز تولید و انتشار علوم ریاضی را در ایران  اسلامی قرار دهد.

دکتر درخشان :‌در مورد رشد گسترش علم دو عامل موثر است یکی علما و دانشمندان و دیگری فضای مناسب .

مااکنون از نوابع و متفکرین بزرگ بحمدالله کم نداریم، اکنون ایرانیان بسیاری را می شناسم که در حساسترین و مهمترین محافل علمی دنیا حضور  دارند حتی سمت مدیریت و رهبریت و علمی آن محافل بر عهده آنهاست. البته در مورد جمشید استثنا بوده که در این سن به این مرحله عالی رسیده است.

به نظر من نکته مهم « فضای مناسب» است این فضا در ایران باید شکل بگیرد. من مطمئن هستم اگراین کار صورت گیرد رشد علمی در ایران به راحتی شکل خاص خود را خواهد یافت.

ما می توانیم از تمام نیروهای ایرانی که در دنیا رهبریت علمی دارند استفاده کنیم. من هیچ دانشمند ایرانی را ندیدم که مایل به آمدن و کمک به محافل علمی ایران نباشد حتی کسانیکه 30 تا 40 سال است به ایران نیامده اند فضای مناسب باعث حفظ اساتید و متفکران موجود در ایران نیز خواهد شد. در فضای دانشگاههای ایران بالاخص در بعد مدیریت دانشگاهها باید یک تغییرات و اصلاحاتی صورت گیرد.

من فکر نمی کنم مسائل مالی یک عامل تعیین کننده ای باشد من از ایرانیانی صحبت می کنم که اصلا نیاز مالی ندارند. حتی مطمئن هستم که کمک مالی به محافل علمی ایرانی هم می کنند. منظور از « فضای مناسب» فضای علمی است. که اگر این کار صورت گیرد ما خیلی سریع نظام اول علمی را در خاورمیانه خواهیم داشت. شاید سخن از رهبریت علمی در جهان زود باشد اما از نظر رقابت با دانشگاههای جهان یک سطح قابل قبول خواهیم رسید.

* در مورد فضاسازی برای رشد علمی مناسب توضیح بیشتری بدهید ؟‌

دکتر درخشان‌: باید دید که دانشگاههای بزرگ دنیا چگونه رشد کرده اند. دانشگاه آکسفورد موقعی که تاسیس شد همزمان بود با نظامیه های تعداد و سایر بلاد اسلامی، به نظر من آکسفورد در بدو تأسیس الگوی خود را از مدارس نظامیه ما گرفت. حتی در سبک معماری، کسانیکه الان وارد این کالجهای قدیمی می شوند کاملا یک سبک معماری اسلامی را مشاهده می کنند. آن موقع نظامیه های ما در اوج اقتدار علمی بود. باید فکر کنیم که چطور شد نظامیه ها همه از بین رفت و آکسفورد که از صفر شروع کرد به اینجا رسید.

آکسفورد در حدود سال 1260 میلادی یعنی در زمان مولوی و سعدی و بصورت یک مدرسه مذهبی تاسیس شد و به سرعت رشد کرد و بصورت یک دانشگاه جامع درآمد آن موقع ما چهره های بزرگ علمی داشتیم.

کالج معروف « مرتون» که جمشید عضو آن است به روایتی قدیمی ترین و اولین کالج آکسفورد است که 700 سال قدمت دارد. آیا نباید این سوال را مطرح کرد که چگونه یک مرکز علمی توانسته 700 سال به فعالیت خود ادامه دهد و مرتباً رشد کند اما نظامیه ها همه از بین رفتند؟ باید دید که چه شد نظامیه ها از بین رفت. شاید اطلاعات ما از نظامیه ها زیاد نباشد. به دارالفنون توجه کنیم. دارالفنون در واقع اولین دانشگاه یا پلی تکنیک ایران است که به شیوه مدرن و علمی تاسیس شده است.

دقیقاً همزمان با دارالفنون در ایران ، کالج « کی بل»‌در آکسفورد ساخته شد. الان « کی بل» یکی از کالج های بسیار موفق دانشگاه آکسفورد است در حالیکه همه می دانیم چه بر سر این دارالفنون مظلوم وارد شده است. از دانشگاه تبدیل شد به دانشسرا، سپس یک دبیرستان بزرگ و الان یک دبیرستان معمولی، علت اصلی برمی گردد به مدیریت این مراکز علمی ، فضای مناسب برمی گردد به الگوی مدیریت و به کسانی که این مراکز را مدیریت کردند. در دانشگاهها به عقیده من مدیریت علمی باید در دست کسانی باشد که در رشته تخصصی خود اعلم هستند، یعنی بالاترین قدرت تصمیم گیری در دانشگاه باید در دست بهترین نیروهای علمی باشد. درست شبیه حوزه های علمیه شما نگاه کنید علت بقاء حوزه های علمیه در خلال صدها سال و علی رغم همه سنگ اندازی حکومتها چه بوده است؟ در حوزه ها هرکس که اعلم است رهبریت علمی را هم بدست دارد.

الان چه کسی تصمیم گرفته است که جمشید بدون دیپلم و لیسانس و فوق لیسانس برود دانشگاه آکسفورد و در سر کلاس دکتری بنشیند. چند نفر پروفسور این تصمیم را گرفتند. کارهای اداری و مالی را وزارت علوم انگلستان انجام می دهند اما رهبریت وتصمیم علمی با اساتید است. آنهاتصمیم می گیرند.

منظور از فضای مناسب سلسله مراتب علمی است که باید در دانشگاه رعایت شود . این مسأله پیچیده ای نیست. باید فکر کنیم که چگونه می توان این سلسله مراتب را در دانشگاه بوجود آورد. قدرت در دانشگاه باید در دست شورائی باشد که از نظر علمی اعلم است. اگر توفیق یابیم چنین مناسباتی را در دانشگاه ایجاد کنیم آنگاه باب همکاری با دانشگاههای دنیا باز می شود و خیلی از نیروهای علمی ایرانی به کشور باز می گردند و یا از کشور خارج نمی شوند. دانشگاه یک اداره و یا یک وزارتخانه نیست. الگوی تصمیم گیری و توزیع قدرت در دانشگاه براساس موازین علمی باید باشد.

اینکه سوال کردید جایگاه جمشید در این مقوله چیست، عرض می کنم یکی از اساتید آکسفورد به من گفت که او سرمایه کشور شماست و باید مثل چاه های نفت از او حفاظت کنید. زیرا جمشید متعلق به شما و نسلهای آینده شماست . وجود او سطح ریاضیات و افق دید در ریاضیات را بالا می برد.

یک وقت در دبیرستان های ما صحبت از این بود که بهترین دانش آموز ریاضی چه کسی است می گفتند کسی که مثلاً کتابهای پرویز شهریاری را خوانده و مسایل آنرا حل کرده باشد، یا می تواند مسایل المپیادهای ریاضی و یا مسایل کنکور ورودی دانشگاههای مسکو را حل کند. این افقی بود که یک دانش آموز 15 و 16 ساله دارد . اما اگر او ببیند یک دانش آموز در سن 16 سالگی پذیرش فوق لیسانی از دانشگاه آکسفورد دارد و در سن 16 سالگی 14 مقاله به زبان انگلیسی ، در ریاضیات نوشته است. و یا مثلا یک پروفسور نامدار ریاضی در آمریکا او را از امیدهای آینده ریاضیات می داند، قطعاً افق دید دانش آموزان فرق می کند و همین امر سطح ریاضیات در کشور را بالاتر می برد.

یک بار           پروفسور رضا از کانادا به ایران آمد و در دانشگاه امام صادق(ع) سخنرانی داشت. جمشید تحقیقات خود را پیش او برد. پروفسور رضا بسیار خوشحال شد. می گفت همین امر ثابت می کند که ایرانیها در داخل کشور و صرفا متکی بر خود می تواند به بالاترین سطوح علمی و تحقیقاتی در علوم محض برسند.

* آقای دکتر خوانندگان علاقمندند راجع به خود شما مطالبی بدانند. بهرحال این استعداد و نبوغ در خانواده شما ظهور کرده است. لطفا یک بیوگرافی از خودتان بیان کنید.

دکتر درخشان: بنده در سال 1328 متولد شدم. سال 1346 دیپلم ریاضی از دبیرستان رهنما در تهران گرفتم . در همان سال وارد دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران شدم. سال 1350 با رتبه شاگرد اولی لیسانس اقتصاد گرفتم و به عنوان ممتاز در کشور انتخاب شده و از طرف دانشگاه تهران به انگلستان اعزام شدم. بعد از اخذ مدرک فوق لیسانس از مدرسه اقتصاد لندن در سال 1352، بلافاصله وارد دوره دکتری اقتصاد شدم و همزمان با انقلاب اسلامی یعنی در فروردین 1358 به تهران آمدم و تأسیس دانشگاههای تربیت مدرس و امام صادق در آنجا هم بطور مستمر تدریس کرده ام.

* آقای دکتر در زمینه تخصصی خود هم توضیح دهید.

دکتر درخشان: فوق لیسانس من بیشتر در زمینه اقتصاد ریاضی و اقتصاد سنجی بود. در دوره دکتری،‌ تخصص من در زمینه استفاده از تئوریهای سیستم و کنترل درمدلهای برنامه ریزی اقتصادی است. جمعاً دوره دکتری بیشتر از 5 سال طول کشید زیرا در خلال این مدت ضرورتا چند سال را در دانشکده های ریاضی و مهندسی صنایع، سیستم و کنترل خواندم.

در اوائل انقلاب، چون برخی از اساتید ایران را ترک کرده بودند من کمال سعی و جدیت را می کردم که کلاسها بدون استاد نباشد و لذا تا آ‌نجا که توان داشتم با علاقه و عشق تدریس می کردم تا استاندارد علمی جوانان نسل انقلاب رضایت بخش باشد. تا اینکه بدنبال انقلاب فرهنگی دانشگاهها بسته شد. البته من موافقت چندانی با بسته شدن دانشگاهها نداشتم زیرا معتقد بودم که اصلاح محتوی علوم انسانی دانشگاهها و تطبیق آن با موازین اسلامی را با باز بودن دانشگاهها بهتر می توان انجام داد. خوب می دانستم که پیچیدگی علوم انسانی بسیار زیاد و با بستن دانشگاهها برای یکی دو سال نه تنها نمی توان اصلاحات لازم را انجام داد بلکه فقط انتظارات دانشجویان و دانشگاهیان را بالا خواهیم برد.

بگونه ای که بعد از باز شدن دانشگاهها، همه انتظار یک مجموعه مدون و منظم و جامع علوم انسانی اسلامی را خواهند داشت. در واقع من از دوران دبیرستان با مباحث اقتصاد اسلامی و علوم انسانی آشنایی داشتم و در ابعاد اسلامی علوم انسانی کار می کردم و تا زمان انقلاب چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور در این زمینه تحقیق و مطالعه داشتم. می دانستم با یکی دو سال، آنهم در فضائی که دانشگاهها تعطیل است نمی توان پیشرفت زیادی در این زمینه داشت.

بعد از تعطیلی دانشگاهها در سال احتمالا 1359 برای تکمیل و تجدید نظر رساله دکتری خود مجدداً به انگلستان رفتم. البته قبل از انقلاب بیشتر از 5 سال روی رساله دکتری کار کرده بودم و علاوه بر تحقیقات تئوریک در زمینه کاربرد روشهای سیستم و کنترل بهینه در مدلهای اقتصاد سنجی، یک مدل کلان اقتصادی نیز برای اقتصاد ایران ساخته بودم. بخاطر شرایط سیاسی قبل از انقلاب و مسائل مختلفی که پیش آمده بود حدود یکسال قبل از انقلاب و مسائل مختلفی که پیش آمده بود حدود یکسال قبل از انقلاب تصمیم گرفتم که مدل اقتصاد ایران را از رساله دکتری خود حذف کنم. بهمین دلیل مشکلات مختلفی در مورد رساله ام پیش آمد. بنابراین در سال 1359 که دانشگاهها تعطیل شد مجدداً برای تجدید نظر رساله برای حدود دو سال به انگلستان رفتم. در سال 1361 یا 1362 و در آستانه بازگشائی دانشگاهها مجددا به ایران برگشتم و بهمراه خانواده ام به قم رفتم و بطور تمام وقت در زمینه اقتصاد اسلامی کار کردم. بموازات تدریس در دانشگاه تهران، از ابتدای تاسیس دانشگاه تربیت مدرس بطور مستمر در این دانشگاه تدریس کردم و در سال 1363 برای تأسیس دانشکده اقتصاد و معارف اسلامی به دانشگاه امام صادق(ع) رفتم و تا مهرماه 1371 که برای همراهی با جمشید به انگلستان رفتم پیوسته در دانشگاههای تهران، تربیت مدرس، و امام صادق(ع) تدریس داشته ام و این از افتخارات زندگی علمی و دانشگاهی من است که توانستم این سعادت و « موهبت الهی» را داشته باشم که برای جوانان اولین نسل انقلاب اسلامی بیش از 12 سال بطور مستمر و پیوسته تدریس کنم. این فرصتی بود که دیگر هیچگاه تکرار نخواهد شد و خوشحالم که این فرصت نصیب من گردید.

* در میان سخنانتان به اشکال در سیستم آموزشی کشور اشاره داشتید. به عقیده شما دانشگاه امام صادق(ع) تا چه حد توفیق داشته است که این اشکالات را نداشته باشد.

دکتر درخشان‌:‌ نیروهای خوبی وارد دانشگاه امام صادق (ع)  شدند. علت این امر به جو انقلابی سالهای 1360 و 1361 برمی گردد که این دانشجویان از توان و ظرفیت خوبی برای مجاهده و کوشش در فراگیری علوم انسانی و اسلامی برخوردار بودند. فضای شبانه روزی و تدریس فشرده در این دانشگاه نیز موجب شد که حجم مطالعات این دانشجویان بسیار زیاد باشد. البته این خصیصه در سالهای بعد هم ملاحظه شده است اما مسایل مختلف اقتصادی اجتماعی، و فرهنگی که بمرور بعد از انقلاب بوجود آمد موجب شد که درصد قابل توجهی از ذهن دانشجویان و انرژی تحصیلی و پژوهشی آنها به مسائل دیگر متوجه شود.

البته این یک پدیده عمومی است و در اکثر دانشگاهها ملاحظه می شود . ناگفته نماند که این قاعده یک قاعده عمومی نیست و در حال حاضر نه تنها در دانشگاه امام صادق(ع) بلکه در دانشگاههای تهران و تربیت مدرس دانشجویی داریم که به مراتب از دانشجویان سالهای اول انقلاب قویترند. بهرحال از این نقطه نظر که دانشگاه امام صادق(ع) توانسته نیروهای خوبی تحویل جامعه دهد موفق بوده است اما اینکه آیا علوم انسانی که در آنجا تدریس می شود اسلامی  است یا خیر، باید بگوئیم که از ابتدای تاسیس دانشکده اقتصاد، ما سعی داشتیم که از اصطلاح اقتصاد اسلامی و یا علوم انسانی اسلامی پرهیز کنیم و بجای آن مثلاً معارف اسلامی و اقتصاد بکار بریم بدین ترتیب دانشجویان بامعارف اسلامی به معنای دقیق و حوزوی کلمه آشنا شده و در عین حال از ادبیات مدرن و متداول علوم اقتصادی نیز مطلع می شووند تلفیق و پویند این دو حوزه از معارف انسانی، وظیفه مراکز تحقیقاتی است نه مراکز آموزشی، در دانشگاه امام صادق فقط توانسته ایم که فضای مناسبی بسازیم. البته به شرطی که فضاهای حاکم بر این فضای آموزشی و پژوهشی مناسب باشد آنگاه می توان امیدوار بود که در آینده ای نه چندان دور آثار پیوند و تلفیق این دو حوزه از معارف انسانی را ملاحظه کنیم.

* آقای دکتر، اگر تلاشهای خودتان را بعد از انقلاب در ایران بخواهید جمع بندی کنید چه تصویری می دهید؟ فراز برجسته کارتان که جزو افتخارات خود می دانید چیست؟‌

دکتر درخشان: در تمام عمرم، فقط در دانشگاهها و فضاهای تحقیقاتی افتخار خدمتگزاری داشتم . اینکه توانستم توام با «‌عشق و علاقه» به جوانان عزیز کشورمان تدریس کنم  قطعا از افتخارات من است. هیچگاه تدریس نکردم مگر اینکه به قصد قربت و به قصد ثواب باشد. همیشه از ملاحظه رشد علمی دانشجویان لذت بردم بخاطر کثرت کار و ناملایمات اجتماعی، در بسیاری موارد شروع تدریس من همراه با خستگی اما در پایان تدریس همیشه شاد و مسرور بودم.

البته از این که می بینم شرایط لازم برای شکوفائی بسیاری از استعدادهای درخشان در بین دانشجویانم فراهم نیست و آنها نمی توانند به جائی برسند که واقعاً لیاقت علمی آنرا دارند بسیار متاسف و غمگین می شوم.

 بطور خلاصه در ابعاد آموزشی ، تاسیس دانشگاه اقتصاد معارف اسلامی دانشگاه امام صادق (ع) و تدریس مستمر در دوره های فوق لیسانس و دکتری دانشگاه تربیت مدرس جزو افتخارات من است. افتخار دیگرم این است که دو سال قبل، دبیر و رئیس کمیته علمی اولین کنگره بررسی اندیشه های اقتصادی حضرت امام (ره) بودم . این مسئولیت، سعادتی بود که نصیب من شد و خدمتی که توفیق آنرا داشتم.

*روزنامه رسالت 

نرم افزار درس گفتار دکتر مسعود درخشان
این نرم افزار شامل ۴ حلقه dvd است که مباحثی همچون نظام و تاریخ عقاید اقتصادی،اقتصاد سنجی،اقتصاد پیشرفته نفت و گاز و مشتقات و مدیریت ریسک در بازار های نفتی را در خود جای داده است